تبليغاتX
حرف های روپوش سرمه ای

خاطره ها حاکمان واقعی زندگی ما هستند.به همین دلیل هم می شود گقت که زمان واقعی ما هم این لحظه حاضر نیست. در این لحظه درست در همین لحظه دارد چیزی اتفاق می افتد که ما آن را نمی بینیم،زیرا غرق در تصاویر خاطرات خود هستیم.حتا خاطره یک لحظه پیش.و آن چیز،آن اتفاق میرود تا روزی در آینده هویت خود را بیابد و به یاد آید.خاطره ها که نباشند ما به پناهی نیاز داریم.پناهی که ما را از ترکیدن و پخش شدن در خلا باز دارد و حفظ مان کند.آنوقت،دوست داریم تنها شویم و چهار دیواری باشد که خود را در آن حبس کنیم.این هم حس و نیاز این دوره است.در گذشته مردم به جاهای باز پناه می بردند.زیر آسمان پناه می گرفتند.دردامن گسترده دشت،یا پهنه دریا.ما از آن گستردگی می ترسیم.ما در خانه های باز پناه می گیریم و در را بر روی خودمان می بندیم و اگر مجبور شویم از خانه بیرون آییم، خود را خانه   می کنیم.در خود پناه میگیریم و در را به روی خود می بندیم.

شنبه 16 شهریور1387 آسمون||
Tags: