تبليغاتX
حرف های روپوش سرمه ای

پله ها رو دو تا یکی می رفتم بالا از بس که عجله داشتم واسه رسیدن. پشت در که رسیدم نفسم بالا نمی یومد.یکی نبود بگه مگه مجبوری،آسانسورو از دستت گرفتن؟! تند تند هوا رو قورت میدادم تو شاید یکم نفسم جا بیاد.در زدم...لبخند دختره طوری توی صورت آدم جا خوش می کرد که فکر می کردی بی انصافیه ی اگه لبخند شو جواب ندی.نشستم روی صندلی منتظر شدم...انتظار...انتظار...زمان می گذشت.آدما هی می یومدن و میرفتن.دختر کنار دستیم تند تند اشکاشو پاک می کرد ولی من غرق تر از اونی بودم که بفهمم چرا؟شاید اگه کسه دیگه ای جای من بود حالا تموم حرفاشو هم شنیده بود ..من ولی نه!...سکوتم بر نیمه ی حرف زدنم می چربه. مرتب باخودش حرف میزد.شایدم غیر ارادی بود .بعضی وقتا فکر درون ذهن آدما اونقدر بهشون فشار میاره که بی مهابا بیانش میکنن.سر مو بر گردوندم نگاش کردم.در مونده بود.میشد به وضوح اینو از توی صورتش فهمید.من ولی توی ذهنم پرواز می کردم.یهو دلم خواست مثل اون جونورای کنار ساحل که یکدفعه زیر پاشون خالی میشه فرو برم تو ماسه ها.هوا یه طورایی مسموم بود.توی رگ و پی بدنم حس مردن تزریق میکرد.من که چیزی نمی خواستم.فقط می خواستم دکتر یکم برام آمپول آنگیزه و هیجان و احساس...تزریق کنه.در خواست زیادیه؟مگه همه چیزو نمی شه مادی کرد.اونقدر بسته بندی شون کرد که راحت یا بتونی بخریشون یا مثل بسته ی آدامست که همیشه تو کیفته یکی ازشونو برداری بزاری هی زیر دندونات له شن و طعمشون نو بریزن تو وجودت.دکتر ه ولی این چیزا رو انگارنمی فهمید .شایدم تقصیری نداشت.آخه اونکه هق هق گریه هامو  وقتی توی بالشتم خفه شون میکردم نشنیده بود! بیچاره از کجا باید میدونست که من تصمیم گرفتم از نوعی منطق ریاضی توی رابطه هام استفاده کنم تا بتونم راحت تر زندگی کنم.دنیایی که سعی دارم بسازمش از خود گذشتگی توش بی مفهومه...نمی خواست بفهمه همه ی دنیا یعنی همین.به همین سادگی.طوری نگام کرد که انگار از مریخ اومدم.وقتم داشت تلف میشد.فهمیدن این موارد که زیادم سخت نیست ولی نمی دونم شاید آدامس نفهمی شو می جوید که هیچ کدوم از حرفامو نه فهمید نه باور کرد. نمی دونم تو چه دنیایی نفس کشیده بود.من حتا براش متاسفم نشدم.آخه تاسفم دیروز از دستم افتاد وسط خیابون تا اومدم برش دارم زیر چرخ ماشینه له شد.چه دختر شلخته ای شدم.هر چیزم یه طرفی افتاده.پخش و پلا............. .

 

پنجشنبه 7 خرداد1388 آسمون||
Tags: